هر آنچه در بستر زیستنمان میگذرد |

دلم خیلی گرفته است، یک دفعه این شعر به ذهنم رسید:
با همه تدبیر خویش ما سپر انداختیم
روی به دیوار صبر، چشم به تقدیر او
حس می کنم دارم به سیب ممنوعه نزدیک می شم. تو ۱۴ ماه گذشته خیلی سعی کردم حواسم باشه که سیب نخورم!

تو این چند روز هر چی که دلم خواسته زود گرفتم. دیروز دوباره رفته بودیم کهریزک. بعدشم جاتون خالی فرحزاد و قلیون کشیدیم. وقتی داشتیم بر می گشتیم یکی از بچه ها ازمون پرسید که دلتون می خواست الان کجا بودید هر کی یه چیزی گفت. منم مثل احمقا گفتم که تو یه جاده، گفت کدوم جاده؟ گفتم فرقی نمی کنه فقط دلم جاده می خواد. اونم مثل سوپرمن به اونی که پشت رل بود گفت بزن کنار و خودش نشست. خلاصه ۱۰ دقیقه بعد تو اتوبان کرج بودیم و ۲۰ دقیقه بعد هم جاده چالوس، تو تمام طول راه حتی یک کلمه حرف نزدیم و فقط به یه چیز نگاه می کردم به
قرص ماه. همیشه با دیدنش دلم می گیره و همیشه یاد یک عالمه خاطره خوب و بد می افتم.
خلاصه بازم جاتون خالی شام اونجا خوردیم و وقت برگشتن هم حسابی از خجالت هم در اومدیم و تا تونستیم همدیگرو زدیم باور کنید امروز حسابی تنم درد می کرد.
خونه هم که رسیدم مامان حسابی از خجالتم در اومد آخه یه کم دیر رسیدم.
(در مورد مامان دروغ گفتم، ولی به خدا اگر کتکم می زد بهتر بود)
همه اینارو گفتم که بگم خیلی نگرانم چون به همون سوپرمن قصه خیلی دارم عادت می کنم و اصلاْ دلم نمی خواد اون بدون و اصلاْ دلم نمی خواد این اتفاق بیفته.
چند روز پیش کاملاْ اتفاقی به واسطه یک دوست یک نفر را شناختم. تا حالا همچین آدمی ندیدم. خیلی روح بزرگی داره٬ گفت: می خواد بره کهریزک منم گفتم: خیلی دلم می خواد که برم و اونجا رو ببینم٬ اصرار کرد که نرم ولی آخر سر به خاطر اصرار من قبول کرد.
وقتی که اونجا رو دیدم و آدم هایی که به جبر زمونه یا به زور مجبورن اونجا زندگی کنن را٬ هیچ حرفی نمی تونستم بزنم٬ همیشه فکر می کردم خیلی قوی تر از این حرفها هستم ولی قوی که نبودم هیچ به جایی رسیدم که رفتم تو ماشین و نشستم به سیگار کشیدن. در عوض این آدم این قدر صمیمی و خالصانه با این آدم ها برخورد می کرد که باورم نمی شد کسی باشه که با اون شرایط خوبی که تو خانواده اش داره٬ این همه غم مردم رو دلش سنگینی کنه. این آدم (البته اگر من هم اسمم آدم باشه بهتر به اون بگم فرشته) برای همه دوستاش عاشقانه هر کاری که لازم باشه می کنه و...
و دوستانه پیشنهاد می کنم که هر کسی برای یک بار هم که شده یه سر به جاهایی مثل کهریزک بزنه. ![]()
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|