تبليغاتX
دریا - .
 
هر آنچه در بستر زیستنمان میگذرد
 
بعضی از آدم ها خیلی بزرگن

چند روز پیش کاملاْ اتفاقی به واسطه یک دوست یک نفر را شناختم. تا حالا همچین آدمی ندیدم. خیلی روح بزرگی داره٬ گفت: می خواد بره کهریزک منم گفتم: خیلی دلم می خواد که برم و اونجا رو ببینم٬ اصرار کرد که نرم ولی آخر سر به خاطر اصرار من قبول کرد.

وقتی که اونجا رو دیدم و آدم هایی که به جبر زمونه یا به زور مجبورن اونجا زندگی کنن را٬ هیچ حرفی نمی تونستم بزنم٬ همیشه فکر می کردم خیلی قوی تر از این حرفها هستم ولی قوی که نبودم هیچ به جایی رسیدم که رفتم تو ماشین و نشستم به سیگار کشیدن. در عوض این آدم این قدر صمیمی و خالصانه با این آدم ها برخورد می کرد که باورم نمی شد کسی باشه که با اون شرایط خوبی که تو خانواده اش داره٬ این همه غم مردم رو دلش سنگینی کنه. این آدم (البته اگر من هم اسمم آدم باشه بهتر به اون بگم فرشته) برای همه دوستاش عاشقانه هر کاری که لازم باشه می کنه و...

و دوستانه پیشنهاد می کنم که هر کسی برای یک بار هم که شده یه سر به جاهایی مثل کهریزک بزنه.

  نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 22:55  توسط هلیا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM