تبليغاتX
دریا - بعد از 9ماه
 
هر آنچه در بستر زیستنمان میگذرد
 

وقتي دستاي سرد و لرزونشو ميزاره دو طرف صورتت و زل ميزنه تو چشمات و با لبخندي بهت ميگه: مرسي كه حرفم گوش كردي... هر كاري كه بتونيم، مي‌كنيم. بغض اون لحظه همه وجودت رو ميگيره و سرت روتوي بغلش قايم ميكني... درست مثل مادري مهربون محكم توي بغلت ميگيره وهيچي نميگه... سكوتي پر از حرف‌هاي تسكين دهنده... انتظار نداري بتونه توي چشمات زل بزنه و حتي با انگشتاش اشك روي گونه‌هات رو پاك كنه... وقتي بي‌منت هر كاري كه بخواي و حتي نخواي را برات انجام مي‌ده... وقتي اين‌قدر خوبه كه حتي از خانواده‌ات برات بيشتر دل مي‌سوزونه ديگه چي مي‌خواي؟ به جز اينكه از خدا بخواي هميشه خوشبخت باشه و به خاطر كار اشتباهت ببخشتت.

بعد از 9 ماه كه يك نفر را مي‌شناسم ديشب باهاش دعوا كردم. اونم سر يه شوخي مسخره. ولي به خدا منم تحملم تموم شد. آخه واسه كار نكرده دائم بهم تيكه مي‌نداختن. منم كم آوردم.

عذاب وجدان دارم ولي نمي‌دونم چطوري بهش بگم معذرت مي‌خوام؟؟؟؟

 بعضي از انسان ها داراي يه پوسته رويي هستند و احساساتشون درونه وتا زماني كه خودشون از درونشون حرف نزنند نميتوني بشناسيشون..

بچه‌هايي كه سر زديد خيلي خوشحالم كرديد و ممنون. اگر مي‌بينيد كه براتون كامنتي نمي‌ذارم به خاطر اينه كه يه مشكلي تو سيستم هست كه نمي‌تونم كامنت بزارم. اميدوارم هر چي سريع‌تر درست بشه.

مهري جونم ممنونننننننننن كه مي‌ياي.

مهران جان نمي‌دونم كه چه كاري منظورت بود آخه من كار خاصي نمي‌كنم. كه گفتي مي‌دوني كه چه كار مي‌كنم. به هر حال ممنون كه اومدي.

 

  نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 12:55  توسط هلیا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM